به گزارش
خبرگزاری بسیج در کرمان، اگر بخواهیم از انسانهای اولیه و راههای برقراری ارتباط و تعامل آنها با یکدیگر صحبت کنیم شاید بتوانیم از تکنولوژیهای دود، کبوتر، تصویرگری ، نقاشی و حکاکی روی سنگ یاد کنیم. اینها همه و همه نمادهای تصویری برای برقراری ارتباط است که تا قبل از آمدن صنعت کاغذ و چاپ و حتی کشف انرژی در الکتریسیته و آمدن رسانههای دیداری و شنیداری مثل تلویزیون، روزی برای خود به معنا و مفهوم ارتباط آن هم از نوع پیشرفته بودند.
به واقع باید دانشت که انسان موجودی اجتماعی است و برای زندگی در اجتماع نخستین قدم، برقراری ارتباط با دیگران است اما این نوع ارتباط با گذشت زمان رنگ و نوع خاصی را به خود گرفته است.
با اختراع تلفن، انسان ها توانستند صدا را از یک مکان جغرافیایی به مکانی دیگر انتقال دهند اما دریای علم و کشفیات انسان بی شک به این موضوع محدود نمی شد و نمی شود چرا که آنچه که اکنون شاهدش هستیم انتقال صوت، تصویر، فیلم و اشتراک گذاری آن در میان شبکه های اجتماعی است.
نرمافزارهای موبایل یا اپلیکیشنها یکی از ابزارهای جدید ارتباط مجازی و اجتماعی هستند که این روزها کمتر کسی را میبینیم که از این ابزارها استفاده نکند. در این بین اپلیکیشن اینستاگرام یکی از این نرم افزارها و شبکههای اجتماعی موبایلی (همراه) است که کاربران از طریق به اشتراک گذاشتن تصویر به انتقال محتوا و پیام خود میپردازند.
من هستم/ توهم قدرت و منیّت
همه می دانیم که اینستاگرام بر مبنای تصویر و فیلم همچنان قدرت را در میان سایر شبکه های اجتماعی به دست گرفته است. اما یکی از بزرگترین آسیبهایی که به طور مشترک در مورد همه این شبکهها وجود داشته و مورد بحث بوده است و بعضاً روانشناسان به عنوان یکی از آسیبهای جدی از آن یاد کردهاند، پر کردن خلاءهای زندگی حقیقی است.
از این رو افراد برای دیده شدن سعی می کنند با نمایش عکس هایشان فریاد بزنند ” من هستم ” حال این فرد می تواند یک فرد عادی جامعه و یا یک بازیگر، خواننده ، ورزشکار و یا یک فرد سرشناس جامعه باشد.
کما این که در همین چند وقت اخیر یکی از بازیگران مطرح نمود حال که کمتر فیلم و یا سریال بازی می کنم تنها راه دیده شدن داشتن پیج در اینستاگرام است تا مردم مرا به فراموشی نسپرند و من همچنان مشهور باقی بمانم.
یکی از خاصیتهای این شبکههای مجازی این است که شناخت افراد صرفاً و صرفاً از طریق دادههایی که خود کاربر میدهد اتفاق میافتد. در حالی که در عالم واقع و در موقعیت های متفاوت می توان به کمک دریافت های خود شناختی بهتر از شخصیت افراد داشت.
شکستن حریم ها در آئینه ی اینستاگرام
بیراه نیست اگر بگوییم که شبکههای اجتماعی دیگر چیزی به اسم حریم خصوصی را بیمعنی کردهاند. این که در برخی از موارد خود کاربر میخواهد اطلاعاتش را فریاد بزند.
انتشار تصاویر خانوادگی و بعضاً بدون حجاب است. این که خانمها به بهانههایی مانند تولد، عروسی و پارتیهایی که برگزار میکنند، تصاویر این مراسمها را منتشر میکنند. ترویج این نوع از انتشارها به طوری گسترش یافته که قبح و زشتی این جریان از بین رفته است.
حرف آخر
در جبهه جنگ نرم برگ برنده در اختیار کسانی است که رابطهای با رخوت و انفعال ندارند، راه مقابله با هجمههای فرهنگی پیش آمده معرفی و جایگزین نمودن فضاهای سالم برای ارضای نیازهای اجتماعی کاربران است. این اقدام نه تنها عزم جدی مسئولان ذیربط در حوزه فضای مجازی را میطلبد، بلکه نیازمند حضور جدی کارشناسان آگاه به حوزه سبک زندگی اسلامی است؛ حضوری که به نسبت فعالیت گسترده طیف مقابل بسیار کمرنگ است.
مقام معظم رهبری می فرمایند:
نبرد فرهنگی را با مقابله به مثل میشود پاسخ داد. کار فرهنگی و هجوم فرهنگی را با تفنگ نمیشود جواب داد. تفنگ او، قلم است، این را میگوییم، تا مسئولین فرهنگ و کشور و کارگزاران امور فرهنگی در هر سطحی و شما فرهنگیان عزیز-اعم از معلم و دانشجو و روحانی و طلبه و مدرّسان، تا دانش آموزتان و تا کسانی که در بیرون این نظام آموزشی کشور مشغول کارند-احساس کنید که امروز، سرباز این قضیه شمایید و بدانید که چگونه دفاع خواهید کرد و چه کاری انجام خواهید داد.
مثل جنگ نظامی، چشمها را باید باز کرد و صحنه را شناخت. در جنگ نظامی هم، هر طرفی که بدون شناسایی و دیدهبانی و بدون دانستن وضعیت دشمن، چشمش را ببندد، سرش را پایین بیندازد و جلو برود، شکست خواهد خورد. در جنگ فرهنگی هم، همینطور است. اگر ندانید که دشمن کار میکند یا از آن که میداند، فرمان نبرید، از فرمانده فرهنگی دستور نگیرید، یا او از نیروی شما استفاده نکند و مانور و سازماندهی را درست انجام ندهد، پشت سرش شکست است. (۱۲ اردیبهشت ۱۳۶۹)
(آسیب شناسی اینستاگرام بر «سبک زندگی)
نوشته: سحر گودرزی
انتهای پیام/